تبليغاتX

چهارسوق - چرا امریکا دشمن ماست ؟ (6)
چهارسوق

دست نوشته های محمد آقاسی

 

بشر سالهای متمادی درگیر جنگ است. همواره و مطابق اجماع عقلا عده ای از افراد هستند که به حقوق خویش قانع نیستند و با زیاده خواهیهای خویش موجبات پدید آمدن جنگها را فراهم می کنند. اگر این عده بر راس حکومت یا کشوری قرار گیرند تلاش می کنند تا با دست اندازی به سایر کشورهایی که از منابع مادی و معنوی سرشار برخوردارند ، منافع خویش را تامین کنند. اما با فجایع به بار آمده از جنگهای پیشین و به سر آمدن صبر ملتها از خشونت و نیز آگاهی فزاینده مردم در جهان کار بر ارباب زر و زور و تزویر جهانی سخت آمده و دیگر استفاده از شیوه های پیشین که در ادبیات رایج کنونی به جنگ سخت (HARD WAR) مشهور است ممکن نیست و یا هزینه های بالایی دارد.  دوران «با پنبه سر بریدن» برای کسانی که سودای حکومت بر جهانی که به چشم دهکده  به آن نگاه می کنند فرا رسیده و ابزارهای نوینی را برای دستیابی به این اهداف گردآوری نموده اند. از چنین حرکت خزنده ای که جوامع و ملل مورد تجاوز به صورت نا خودآگاه مورد هجمه قرار می گیرند به عنوان تهدید نرم(soft threat)  و در مرحله بعد جنگ نرم(soft war) یاد می شود. حمله کننده نیز دارای این قدرت است. در یک ارزیابی می توان گفت هم اکنون کشورها تلاش می کنند با ایجاد بازدارندگی به قدرت نرم(soft power)  دست یابند. قسمت عمده این بازدارندگی نیز بدون استفاده از تسحیلات جنگی و با استفاده از قدرت رسانه ای  و تبلیغاتی است.

در چنین دنیایی است که رسانه ها به عنوان ابزار تسلط زرمداران و زورمداران عالم تبدیل شده است و فهم حرکت سلطه گران در مقابل کشورهای مستقل و یا آنانی که سر تسلیم در مقابل ایشان فرو نمی آورند مهم جلوه می نماید. ابزار جدی تحمیل و تهدید نرم ، رسانه است و در  بین رسانه ها نیز هیچ گونه استثنایی را نمی توان قائل شد. قرن بیستم با عناوینی چون عصر اطلاعات(Information Age) ، عصر ارتباطات (Communcation Age) ، عصر حاکمیت جریان آزاد اطلاعات(Free Flow of Information)  و همانند آن یا دوران تله دموکراسی و یا دیالوگ جهانی ملل شناخته می شود. در دنیای امروز هزاران عنوان مجله و روزنامه منتشرمی شود، خبرگزاریهای بزرگ و کوچک بی شماری کار انتشار خبر را بر عهده دارند. سایتها و وبلاگهای خبری نیز به طرز گسترده اخبار و اطلاعات را منتشر می کنند. به نظر می رسد با وجود و حضور بیش از هزار کانال تلویزیونی ماهواره ای هیچ خبری دور از اذهان عمومی و پوشیده نماند. تنوع و تکثر اطلاعات، امکان کتمان اخبار و یا تحریف واقعیات را دشوار می نمایاند. اما با نگاهی به استیلای جریان سلطه(Main Stream) بر جهان رسانه ای و انحصار حاکم در این حوزه به نتایجی غیر از آنچه ذکر شد خواهیم رسید. جریان حاکم بر فضای رسانه ای جهان نمایانگر حاکمیت استبداد اطلاعاتی (Pespotism Information) توسط صهیونیسم یهودی بر آن است. انحصار رسانه ای، صبغه یهودی مالکان و حاکمان رسانه ها و ارتباط جریان نو محافظه کاران(Neo Conservatism)   با مدیریت رسانه ای جهان را هویدا می کند.

 

 

در چنین فضایی و برای کسانی که به دشمنی امریکا اعتقاد ندارند و یا نمی خواهند آن را ببینند مرور نظریات برخی نظریه پردازان غربی و نیز نحوه عملکرد برخی دولتهای غربی قابل توجه است . به عنوان مثال «مارك پالمر» معتقد است كه تنها راه‌ سرنگون كردن نظام جمهوری اسلامی ایران، پیگیری مكانیسم‌های جنگ نرم با استفاده از سه تاكتیك دكترین مهار ، نبرد رسانه‌ای و ساماندهی یا پشتیبانی از نافرمانی مدنی است. (میرمحمدی ، محمدی لر ، 1386 )

در سالهای گذشته نیز طرحي در کنگره امريکا مطرح شد که براساس آن قرار است 75 ميليون دلار بودجه براي آنچه که «ترويج دموکراسي در ايران »ناميده مي‌شود اختصاص يابد دو سوم اين مبلغ صرف برنامه‌هاي راديويي خواهد شد. شبکه‌هاي لس‌آنجلسي نيز از اين بودجه بهره مند مي‌شوند مطابق گزارش‌ها، ارتش امريکا به جاي تبليغ مستقيم ، يک شرکت تبليغاتي به نام «لينکن»‌را به خدمت گرفته تا اخبار جهت‌دار و به نفع امريکا و افسانه‌هايي در مورد رشد دموکراسي در عراق توليد کرده و در روزنامه‌هاي عراقي منتشر کنند. و از این طریق اعلام نماید که هر جا امریکا حضور داشته باشد ، دموکراسی و آزادی هم حاکم می شود.

سازمان «امانت و درستي در خبرنگاري(fairness and Accuracy in Reportiny)مي‌گويد: «هر دروغي که به قدر کافي بزرگ بوده و به طور مرتب تکرار شود در نهايت به عنوان يک حقيقت مورد قبول واقع مي‌شود.»
و امریکائیها به خوبی از این شعار استفادده کرده و می کنند. به عنوان مثال رسانه‌هاي آمريکا مهمترين ابزار مشروعيت بخشي به حمله آمريکا به عراق بودند به گفته صاحبنظران، بسيج جنگي امريکا عليه عراق بدون همکاري رسانه‌اي صورت نمي‌گرفت. يکي از مهمترين پروژه‌هاي طراحي شده پنتاگون براي زمينه‌سازي و پوشش رسانه‌اي جنگ با عراق پروژه «خبرنگاران همراه» (Embedded Reporters) بود. موضوع مذکور به عنوان يک پروژه از ماهها قبل در پنتاگون طراحي، برنامه‌ريزي و به ا جرا درآمده بود. 500 خبرنگار در قالب اين پروژه و دستورالعمل‌هاي آن فعاليت کردند. (ضیایی ، 1385)

 

فاعتبروا یا اولی الابصار...

 

 

 

نوشته شده در جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 15:8 توسط محمد آقاسی| |