دست نوشته های محمد آقاسی
بابي سعيد، استاد جامعهشناسي دانشگاه منچستر انگلستان، در مقدمه کتاب «هراس بنیادین» اين سؤال را مطرح ميكند كه اسلام چگونه توانسته است در طول سيسال اخير، بهطور روزافزون جايگاه مهمي در بينش مسلمانان اشغال كند؟ و در پاسخ خمينيسم را الگوي موفقي در اسلامگرايي معرفي ميكند. او ظهور اسلامگرايي و تجديد حيات اسلامي را با عبارت «بازگشت سركوبشدگان» توصيف ميكند و معتقد است: «ظهور اسلامگرايي بر تخريب و فرسايش اروپامداري و غربمركزي استوار است. از اينرو گسترش اسلامگرايي، هراسي بنيادي و مانعي اساسي در برابر افزون خواهي غرب در عالم است.» دانيل پاتيس، رئيس انستيتوي پژوهشهاي سياست خارجي امريکا، در سميناري که در پاييز سال 1368 در شهر استانبول ترکيه برگزار شد، بيداري سران غرب در برابر انقلاب اسلامي ايران را اينگونه بيان کرد: «ما تا ده سال حساسيت خاصي نسبت به اسلام نداشتيم، اما امروز اينطور نيست و همۀ ما باید نسبت به اين پديدۀ جديد در ايران و بعضي از کشورهاي ديگر با حساسيت بيشتري برخورد کنيم. امروز مسلمانان به ايران نظر دارند و از آن الگوبرداري ميکنند. امروز ايران براي مسلمانان يک آزمايشگاه است، اگر اين تجربه موفق شود، جسارت مسلمانان کشورهاي ديگر هم بيشتر خواهد شد». اما در این الگو چه چیز محقق شده که دنیای غرب را به اضطراب انداخته ؟ بی شک رایحه ایجاد مجدد تمدن اسلامی و معارضه جدی آن با دنیای غرب ریشه چنین بحثهایی است. بيان فوق مبيّن نگراني غرب از ظهور گفتماني نوين است که اسلام و فرهنگ اسلامی مبنای اصلی آن محسوب ميشود. صلابت و اقتدار گفتمان انقلاب اسلامی و پیروزی آن در مواجهه با دنیای غرب ، در نظام سازی و جامعه سازی مبتنی بر علم بومی است. علمی که مایه اقتدار و برتر ی گردد و نیز مبین و مقوم تمدن جدید اسلامی ایرانی باشد. فاعتبروا یا اولی الابصار...
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت
9:48 توسط محمد آقاسی| |


