دست نوشته های محمد آقاسی
سر پیاله منتشر شده در شماره یازدهم و دوازدهم ماهنامه راه نشریه علمی - فرهنگی معاونت فرهنگی جهاددانشگاهی دانشگاه تهران آبان و آذر ۱۳۸۸ « کسانی که عرضه و شهامت دزدی ندارند، سعی میکنند که دزدی را عملی خلاف جلوه بدهند و چهرهی دزدان شریف و زحمتکش را مخدوش و مغشوش کنند وگرنه کسی که طعم شیرین سرقت را چشیده باشد، محال است که نسبت به این حرفه خیانت کند و زبان به دروغ، خدعه و خیانت بگشاید». سری که درد می کند / سید مهدی شجاعی تاریخ را با جهل انسان ها آغاز نموده اند و مسیر آن را ترسیم کرده اند . اما به اعتقاد ادیان توحیدی و به خصوص اسلام علم نقطه آغازین تاریخ است «وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا». هرچند ابتدای تاریخ توحیدی هم آغشته به جنگ هابیل و قابیل با محوریت تمایلات نفسانی و انسانی است ، اما به نظر می رسد بشر گمان نمی کرد که روزی سرانجام شوم جنگ ها چون بغضی گلو نشین برای هر انسان منصفی باشد . چه جنگهایی که اتفاق افتادند و چه آنهایی که اکنون به آن مبتلا هستیم . در ماه اوت 1914 میلادی جنگ عظیمی در اروپا بین آلمان، رهبر دول محور، و نیروهای متفقین به رهبری فرانسه و بریتانیا درگرفت که بعدها از آن به عنوان جنگ جهانی اول یاد نمودند . ماحصل جنگ عدم پیروزی هیچ یک از دو طرف بود که تا چهار سال به طول انجامید . پیش از پیروزی متفقین در نوامبر 1918 حدود 10 میلیون نفر کشته شدند. بیشتر افرادی که در جنگ کشته می شدند مردان جوان بودند. فرانسه 4/1 میلیون کشته داد که در حدود یک دهم جمعیت مردان آن کشور است، آلمان نیز 3 میلیون کشته داد و رقم کشته های بریتانیا نیز 750000نفر بود. ایالات متحده 115000 و روسیه 7/1 میلیون کشته دادند .[1] دومین جنگ فراگیر جهانی که به مراتب تلخ تر از جنگ گذشته بود علاوه بر اروپا، در بخشهای گستردهای از قاره آسیا و افریقا تأثیرات مخرب عمدهای برجای گذاشت و كشورهای اسلامی، از جمله ایران، را درگیر خود ساخت در ماه اوت 1945 میلادی آغاز شد . [2] نتیجه جنگ جهانی دوم در چهار سالی که از پی آمد، قریب به ۲۷ میلیون از مردم شوروی را به کام مرگ کشاند ، یعنی روزی ۱۸ هزار نفر. پنجاه درصد این کشتهشدگان خارج از شرایط عادی جنگ جان خود را از دست دادند . در بلاروس یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر کشته شدند و در لنینگراد هم یک میلیون نفر قربانی ۹۰۰ روز محاصره گشتند . تلفات آلمان در جنگ جهانی دوم در برخی منابع ۵ میلیون نفر اعلام شد که ۳/۳ میلیون نفر آن سرباز و 7/1میلیون آن (تخمینی) افراد غیر نظامی بودند که در بمباران کشته شدند. پس از پایان جنگ اعلام شد که ۱/۳ میلیون تن بمب توسط متفقین بر بسیاری از شهرهای آلمان فرو ریخته شده که نتیجه آن بی خانمانی ۸ میلیون آلمانی بود. همچنین ۱۲ میلیون نفر در طول جنگ بر اثر قحطی در چین، اندونزی، هندوچین، فرانسه و هندوستان جان خود را از دست دادند که این تعداد تلفات، اغلب در آمارهای تلفات جنگ، از قلم افتادهاند . کل رقم کشتهشدگان جنگ جهانی دوم که مرگبارترین نبرد تمام تاریخ است، بین ۵۰ تا ۷۰ میلیون نفر تخمین زده میشود .[3] البته در ماههای ابتدایی پس از جنگ ادعاهایی مبنی بر کشتار گسترده یهودیان نیز مطرح شد و این بحث منجر به پیامد اسف بار دیگر، یعنی تشکیل دولت نژاد پرست و جنگ طلب صهیونیستی در قلب جهان اسلام شد .[4] هر چند که تا کنون رشته ای علمی با عنوان «جنگ شناسی» یا پولمولوژی [5] به وجود نیامده است و هیچ محققی به مطالعه عینی ویژگیها و جنبه های عملکردی جنگ که پدیده ای اجتماعی است رغبت نیافته[6] ؛ اما شاید فجایع پیش گفته و بسیاری از مسائل پیدا و پنهان دیگر جنگ های مبتنی بر خودکامگیهای حاکمان جهان بود که اندیشمند طبیعت گرایی چون آلبرت انیشتن را به موضع گیری علیه جنگ واداشت. البته عدهای هم به خاطر بمبهای هیدروژنی و تخریب محیط زیست از علم روگردان شده بودند و علم را مسبب این وقایع می دانستند . [7] فارغ از اینکه بدانیم و بفهمیم او اینگونه در نامه ای به زیگموند فروید به تاریخ 30 ژوئیه 1932 نگاشت و از او خواست تا راهکاری روان شناسانه و عالمانه برای پایان جنگ بیان نماید : « ...مایلم مساله ای را با شما در میان بگذارم به نظرم در موقعیت کنونی مهمترین مساله تمدن بشری است : آیا در مقابل فاجعه شوم جنگ راه نجاتی برای بشریت وجود دارد ؟ این پرسش ، در پی پیشرفت تکنولوژی به مساله ای حیاتی برای انسان متمدن تبدیل شده است و با آنکه تقریبا همه بر این امر وقوف دارند اما تا کنون تمام کوششها به منظور حل این مساله به طرزی هولناک به شکست انجامیده است... » [8] تلاش او فقط در این نامه نمایان نیست .انیشتین در سخنرانی خویش به جمله بنجامین فرانکلین اشاره می کند و می گوید : « هرگز جنگی خوب و صلحی بد وجود نداشته است. » [9] جالب آنکه فروید هم مشتاقانه به نوشته این فیزیکدان نامی در نامه ای طولانی پاسخ می دهد و راهکارهای متعددی را برای پایان دادن جنگ مطرح می نماید و در آخر می گوید :«...تا کی باید در انتظار نشست تا دیگران نیز صلح طلب شوند ؟ نمی دانم ؛ اما شاید امیدی واهی و خیالبافی نباشد اگر به تاثیر دو عامل که در آینده ای نه چندان دور به جنگ و جنگ طلبی خاتمه خواهند داد ، امید ببندیم : یکی نگرش فرهنگی و دیگری ، ترس موجه از تاثیرات و پیامدهای جنگ آتی . نمی توان حدس زد که این راه از چه پیچ و خمهایی خواهد گذشت . در این میان تنها می توان گفت هر آنچه به تکامل فرهنگی یاری رساند و آن را تقویت و تسریع کند ، بی گمان کاربردی مثبت علیه جنگ دارد....»[10] در لیست کسانی که از صلح گفته اند اندیشمندان پرآوازه ای وجود دارند. از هگل و سن سیمون تا کنت ، اسپنسر و وبر ؛ و افراد زیادی هم تلاش نموده اند تا صلح جهانی را رغم بزنند و هنوز این امر میسر نشده است و امروزه نیز جهان گرفتار جنگهای خانمان براندازی که مدعیان دروغین صلح طلبی در عراق و افغانستان و دیگر نقاط دنیا برپاداشته اند. همانانی که آینده دنیا را هم با جنگ نهایی تمام شده می پندارند. اما صلح نهایی چگونه و به دست چه کسی اتفاق می افتد ؟ توسعه و پیشرفت جوامع انسانی در قالب توسعه معنایی جامعه شکل می گیرد که در بعد انسانی به صورت فیض معنایی بر انسان ، موجب بسط معنایی و نشاط روحی اوست. [11] در جهان شناسی شیعی ، دلالت تابع ولایت است ، یعنی زمانی دلالت آیه بر معنا رخ می دهد که ولایت وجود داشته باشد. به دیگر سخن ، با ولایت و میزان آن معانی شکل می گیرند ، پس انسان با ولایت بیناست و بی ولایت کور معنا .[12] پس تعریف صلح و شکل گیری معنای آن با وجود و حضور ولی خدا شکل می گیرد . چنانکه امیرالمومنین علی(علیه السلام) در کلمات قصار خویش می فرمایند : « مَنْ أَصْلَحَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اَللَّهِ أَصْلَحَ اَللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اَلنَّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اَللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ وَ مَنْ كَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ كَانَ عَلَيْهِ مِنَ اَللَّهِ حَافِظٌ » [13] یعنی : « آن كه ميان خود و خدا را به صلاح دارد ، خدا ميان او و مردم را به صلاح آرد ، و آن كه كار آخرت خود درست كند ، خدا كار دنياى او را سامان دهد ، و آن كه او را از خود بر خويشتن واعظى است ، خدا را بر او حافظى است .» [14] مطابق این روایت شریف تنها کسی می تواند بین «ناس» یعنی تمامی مردم عالم ، و نه فقط عده ای خاص مثل مومنین یا مسلمین صلح را برقرار کند که میان خودش و خدایش صلح برقرار کرده باشد. در برقراری صلح میان مردم نیز خدا به یاریش خواهد شتافت «أَصْلَحَ اَللَّهُ». مصداق اتم و اکمل این روایت شریف انسان کامل است که رابطه اش با خداوند متعال صلح آمیز ترین روابط است و امر آخرتش را مقدم بر دنیای خویش داشته است.« إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا »[15] [1] -www.daneshnameh.roshd.ir [2] - www.encyclopaediaislamica.com/madkhal2 [3] - www.wapedia.mob.com 4- جمشیدی ، محمد ، آیا شش میلیون نفر کشته شده اند؟ فصلنامه مطالعات تاریخی ، شماره چهاردهم ، پاییز 1385 [5] -polemologeie [6] - بوتول ، گاستون ، جامعه شناسی جنگ ، ترجمه : فرخجسته ، هوشنگ ، انتشارات علمی فرهنگی ، تهران ، 1379 - چالمرز،آلن ، چیستی علم ، ترجمه : سعید زیبا کلام ،انتشارات سمت ، 1387[7] [8] - انیشتاین،آلبرت و فروید،زیگموند ، چرا جنگ ؟ ترجمه :خسرو ناقد ، انتشارات کتاب روشن 1388 [9] - همان منبع [10] - همان منبع [11] - فیاض ، ابراهیم ، جهان شناسی شیعه ، هفته نامه پگاه حوزه ، شماره 199 ، 16/9/1388 [12] - همان منبع [13] - نهج البلاغه ، صبحی صالح ، کلمات قصار [14] -ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی [15] -قرآن کریم ، سوره سی و سوم ، آیه سی و سوم 
نوشته شده در چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت
9:3 توسط محمد آقاسی| |


