
در این آشفته بازار دنیا گاهی در چارسوقش می ایستم و نگاه می کنم. درست به عادت همیشگی که در محل کار یا خانه روی صندلی می روم و می خواهم از آنجا دنیا را جور دیگری ببینم . گاهی مینویسم . پیشترها فقط برای مهربان بانویم می نوشتم .اکنون علمی ترها را به نظاره همه گذاشتم تا به خودم بفهمانم در مسیر شدنم ...




ظاهرا این مطلب در نشریه «هفت آسمان» مسجد حضرت زینب سلام الله علیها واقع در خیابان محبوب مجاز (سینا) تهران منعکس شده است!
اسلام دینی اجتماعی است و اُس و اساس آن مبتنی بر داشتن نظامی اجتماعی . احکام نورانی و الهی این دین مبین هم بدون در نظر گرفتن این نکته و نیز مساله حکومت در هر حال و زمان دارای نقص و اشکال جدی است.متاسفانه دشمنان و جاهلانی که داشتن دینی جهادی را با قدرت طلبی و عافیت طلبی خویش همواره در تعارض جدی می دیدند تلاش داشته اند را اسلام را تا می توانند از عرصه جامعه دور نمایند. چنین نگاهی متاسفانه در همه جای جامعه ایرانی ریشه دوانیده و حتی هنوز هم اثرات و تبعات منفی آن قابل لمس و مشاهده هستند. حوزه های علمیه هم نتوانسته اند بر پایه چنین نگاهی کارهای جدی ، از جمله فهم اجتماعی قرآن و حدیث را انجام دهند . خاصه آنکه این فهم اجتماعی می بایست با فهم امروزین از دین هم آمیخته گردد. هستند کسانی که به صورت فردی از عهده انجام چنین کاری برآمده اند اما سیستم جامعی طراحی نشده است که مسائل را اینچنین تبیین نمایند. اما چگونه و به چه ترتیب می توان از متون دینی اجتماعیات را ترسیم نمود.
در جلد دوم کتاب شریف «غررالحکم و دُررالکلم» ، صفحه 584 ، چاپ دانشگاه تهران روایتی از امیرمومنان علی علیه السلام نقل شده است :
« اِحتَج الی مَن شِئت تَکُن اَسیرَه دستت را جلوی هرکس که می خواهی دراز کن ، اسیرش می شوی،
واستغنِ عمَّن شِئتَ تَکُن نظیره از هرکه می خواهی استغنا بجو ، همانند او خواهی شد،
وَ اَحسِن الی مَن شئتَ تَکُن اَمیرَه به هر که می خواهی احسان کن ، امیر او خواهی شد».
این روایت در بعد فردی کاملا گویا و رسا است و می تواند مبنای عمل مناسبی برای حرکت یک فرد مومن باشد. اما چگونه می توان از آن بهره اجتماعی برد ؟ پیش از انقلاب اسلامی ایران و در دوران طاغوت ملت ایران دست درازی جلو بیگانگان داشت و آنچنان که تاریخ گواهی می دهد ، آنان چون اسیری با ما رفتار می کردند. آنچه می گفتند برای دولتمردان و حتی بسیاری از مردم مطاع بود. همین گونه بود که قانون استثماری «کاپیتولاسیون» به راحتی در ایران به تصویب رسید و هزاران حیله دیگر بر سر ملت ما پیاده گردید که شرح آن در نوشتارهای بعدی می رود.
راهی که پس از انقلاب اسلامی طی شد نیز در دو فراز دیگر روایت مشخص است . آنچه بر سر ما آمد بی تردید به سرکردگی امریکا بود و ما تلاش نمودیم که از او استغنا بجوئیم و اعلام بی نیازی کنیم. نمی توان گفت که ما هم اکنون همانند امریکا شده ایم. اما چشم اندازی که پیش رو داریم نشان می دهد که روز به روز بر قدرت سیاسی ایران افزوده می شود. اگر نه چه نیازی است که قدرتهای بزرگ استکباری شمال ، جنوب ، غرب و شرق ایران را تحت سلطه قرار داده اند؟ عراق و افغانستان برای چه اشغال شده اند ؟ چه نیازی به پایگاه های نظامی در کشورهای اشغالی ، ترکیه ، آذربایجان و برخی کشورهای عربی است ؟ چرا پس از سالها موج نوی وهابیت در کشورهای شمالی ایران ، پاکستان و عربستان به راه افتاده است ؟ اگر این قدرت سیاسی که عمق استراتزیک آن در دل ملتهای مسلمان و نیز روشنفکران آکاهی هستند - که آرزوی بروز اسلام را در یک قالب حکومتی داشتند- نفوذ کرده ، چه نیازی به این همه مخارج است ؟ آری ، دشمن با تعبیر منافع ملی کار خود را توجیح می نماید ، اما اگر روزی منافع ملی ما هم ایجاب کند که در همسایگی آنها – مثلا ونزوئلا- پایگاه نظامی داشته باشیم آنها ساکت خواهند ماند ؟ آنان هم اکنون احتمال داشتن پایگاه در لبنان را بر نمی تابند چه برسد به آنجا . منافع ملی واژه ای درست است که تعبیر غلطی از آن را پیاده می کنند. موضوعی مهم ، شیک و علمی است که عوام فریبی کنند.
اگر موافق باشیم که یک مسلمان ، روزی مسلمان واقعی است که آنچه اسلام از او خواسته است – در هر سطح و رتبه و درجه ای- را مبنای عمل قرار دهد، این روایت هم یکی از آن مصادیقی است که باید به آن عمل شود. تخلف از این روایت و این دست روایات ، مجاز نیست.
فراز سوم روایت ، تبیین کننده نوع رابطه ما با کشورهایی نظیر فلسطین ، سوریه ، لبنان ، افغانستان و عراق است. با کمک به آنها ، امیری و مهتری ما به شرط ایمان به گفته های خدا ، رسول خدا و خاندان مطهرش – که صلوات و سلام خدا بر ایشان باد – قطعی است. همانطور که هم اکنون نیز ایشان با حدود و ثغور متفاوت به گفته ها و خواسته های جمهوری اسلامی ایران عمل می نمایند و بی شک ثمرات مثبت این کمکها به زودی بیش از پیش آشکار خواهد شد.این نوشته در پی تبیین رفتار مبتنی بر دین است و می گوید می شود و می توان از دین رفتارهای اجتماعی و حکومتی را در زمان غیبت امام معصوم - علیه افضل صلوات الله – استخراج نمود. هرچند در بسیاری از موارد احتیاج به آن وجود نورانی داریم تا راه را برایمان بنماید ، ولی این مطلب آرام نشستن و برجای نشستن را اثبات نمی کند ، بلکه وظیفه شیعیان را سنگین تر می نماید.
به امید حضور در دوران خوش ظهور
