معرفی سایت

در این آشفته بازار دنیا گاهی در چارسوقش می ایستم و نگاه می کنم. درست به عادت همیشگی که در محل کار یا خانه روی صندلی می روم و می خواهم از آنجا دنیا را جور دیگری ببینم . گاهی مینویسم . پیشترها فقط برای مهربان بانویم می نوشتم .اکنون علمی ترها را به نظاره همه گذاشتم تا به خودم بفهمانم در مسیر شدنم ...




پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی
۶)
یه جورایی دوست داشتم ببینه . مادرم بود و کیف می کردم قربون صدقه بره برای من. توی آینه نگاه کردم. زیرپوشم با یقه گشاد به خوبی سینه سرخم و نشان می داد. حسابی دیشب توی هیات با بچه ها سینه زده بودیم و اثرش هنوز بود.
ارسال در تاريخ جمعه چهارم دی 1388 توسط محمد آقاسی