معرفی سایت

در این آشفته بازار دنیا گاهی در چارسوقش می ایستم و نگاه می کنم. درست به عادت همیشگی که در محل کار یا خانه روی صندلی می روم و می خواهم از آنجا دنیا را جور دیگری ببینم . گاهی مینویسم . پیشترها فقط برای مهربان بانویم می نوشتم .اکنون علمی ترها را به نظاره همه گذاشتم تا به خودم بفهمانم در مسیر شدنم ...




پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی
1)
از خوشحالی داشتم بال بال می زدم . می ترسیدم پیدا نکنم ؛ یا حداقل چیزی که می خوام نباشه . چند روز پشت سر هم امتحان داشتم. اگر نه که هر سال زودتر اقدام می کردم. دو دستی چسبیدمش و لی لی کنان و نغمه خوان به سمت خانه می دویدم . خوشحال بودم ، شاید امسال هم متفاوت بود. دستهام شُل تر کردم که پیراهن مشکی نوام چروک نشه که باز مامان تو زحمت بندازم. ذوق داشتم که زودتر برسم و بپو شمش.
ارسال در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388 توسط محمد آقاسی
