
در این آشفته بازار دنیا گاهی در چارسوقش می ایستم و نگاه می کنم. درست به عادت همیشگی که در محل کار یا خانه روی صندلی می روم و می خواهم از آنجا دنیا را جور دیگری ببینم . گاهی مینویسم . پیشترها فقط برای مهربان بانویم می نوشتم .اکنون علمی ترها را به نظاره همه گذاشتم تا به خودم بفهمانم در مسیر شدنم ...




یک سحر اینجا مهمانمان کنید. رمضان هم نشد طوری نیست !
مصاحبه ها تجربه دیدار با بزرگان و درس آموختن از آنان است و برگهایی که به دفتر خاطرات ما افزوده می شود.اردیبهشت امسال دیدار و گفت و گویی با رییس محترم پژوهشکده رویان داشتم. دیداری سراسر شور و حرارت و مزین به نام فقید سعید دکتر کاظمی آشتیانی بود. این هم عکس یادگاری با دکتر گورابی عزیز که توسط آقای آرمند گرفته شد :

حتما «رویانا» را می شناسید. گوسفند شبیه سازی که تا اسمش را می شنویم گل از گلمان می شکفد. حتی دکتر گورابی هم اینگونه بود.جراح به دنیا آمدن این گوسفند هم جناب دکتر قمصری استاد دانشگاه تهران بودند که عکس گرفته شده توسط آقای ثامنی را هم به یادگار به نمایش می گذارم. متن مصاحبه با هر دو بزرگوار در شماره های نهم و دهم ماهنامه «راه» درج شده است.

جوانتر که بودم به سنگ قبر شهدای گمنام زل می زدم . ۱۶ یا ۱۷ ساله بودند تا نهایت ۲۷ و ۲۸.
با خودم میگفتم که تا هم سن آنها بشوم یک جوری ما هم هوایی می شویم. اما تمام شد .
آب پاکی هم روی دستمان ریختند.
خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند.

خاضعانه سر بر آستان بلندتان می سایم
دعایمان کنید
