دست نوشته های محمد آقاسی
در کنار تهیه ویژه نامه «سینمای خودمانی» که به بحث «سینمای ملی» می پردازد برای شماره ۳۲هفته نامه خبری-تحلیلی پنجره با کمک همکارانم انجام دادیم مقاله ای از بنده نیز منتشر گردید که در ذیل می خوانید: http://www.panjerehweekly.com/main/index.php?Page=definitioncontent&UID=281066 مقدمه : ارتباط سريع و كم هزينه از مدت ها پيش آرزوي بشر بوده است و براي آن هزينه هاي زيادي را پرداخته. شايد روزي مورس هم فكر نمي كرد كه مي تواند خبر فوت ناگهاني مادرش را – كه انگيزه ابداع اختراعش براي كسب و انتشار سريع اخبار بود – به وسيله كليك بر موس از هر جاي دنيا دريافت كند. ارتباطات به قدري امروز وسيع و گسترده شده است كه همگان در اقصي نقاط جهان با كمترين هزينه ها با يكديگر تعامل صوتي و تصويري برقرار مي كنند. قرن بيستم با عناويني چون عصر اطلاعات، عصر ارتباطات، عصر حاكميت جريان آزاد اطلاعات و همانند آن شناخته مي شود. در دنياي امروز هزاران عنوان مجله و روزنامه منتشر مي شود، خبرگزاري هاي بزرگ و كوچك بي شماري كار انتشار خبر را برعهده دارند. سايت ها و وبلاگ هاي خبري نيز به طور گسترده اخبار و اطلاعات را منتشر مي كنند. به نظر مي رسد با وجود و حضور بيش از هزار كانال تلويزيوني و ماهواره اي، هيچ خبري دور از اذهان عمومي و پوشيده نماند. با اين همه، تعدد واژه در نام گذاري اين دوران از 1985 به اين سو، واژه جهاني شدن به وفور در ميان مجلات و روزنامه ها، كتب علمي، پايگاه هاي اينترنتي و مباحث دانشگاهي براي ناميدن اين دوران يافت مي شود. اما از آن جا كه فرآيند جهاني شدن، فرآيند پيچيده اي است، همزمان با ابداع واژه، شروع به شكل گيري كرده است و نظريه بديع و تازه بودن فهم هاي گوناگون از آن به دست مي آيد. (واترز،1995) حتي برخي آن را نظري متقدم و عده اي نظريه اي متأخر مي دانند و مي خوانند. (ارائه شده به فصلنامه فرهنگ عمومی) چکیده : در سالهای اخیر «مصرف» به عنوان موضوعی اساسی برای مطالعات اجتماعی تبدیل شده است. این در حالی است که دنیای امروز هم روز به روز شاهد افزودهتر شدن و پیچیدهتر شدن وسایل ارتباط جمعی است و در این بین سینما به خاطر نقش تأثیرگزارش از جایگاه ویژهای برخوردار است. به دلیل اهمیت دین در جامعه ایرانی، سینمای ایرانی به نوعی با آموزههای دینی مرتبط است. این مقاله قصد دارد تا چگونگی بازنمایی و مصرف مفاهیم و نمادهای مذهبی را در دهه هفتاد به بعد سینمای ایرانی بررسی نماید. واژگان کلیدی : مصرف، بازنمایی، مفاهیم و نمادهای مذهبی منتشر شده در روزنامه جام جم - ۲۱/۸/۱۳۸۴ ویژه نامه اولین همایش دین و رسانه سینما هنر جوانی استکه محصول اوجگیری دوران تکنولوژی و صنعت است. بدیهی است که بدون دستیابی بشر به مدارج و مراتبی خاص و مشخص از صنعت و تکنولوژی، این هنر نمیتوانست به وجود آید. این هنر نوپدید در سراسر دنیا در حال تولید محصولاتی قابل ملاحظه و تأثیرگذار است. به عنوان مثال بالیوود هندوستان سالانه نزدیک به هزار فیلم تولید میکند! و این یعنی مقام اول تولید فیلم در دنیا. هالیوود هم هرچند از حیث سرمایهگذاری و گردش سالانه اقتصادی و میزان فروش و مهمتر از همه صدور فیلم مقام نخست را در دنیا از آن خود نموده است، ولی به لحاظ کمی سالانه حدود 800 فیلم تولید مینماید. فرانسه نیز سومین تولیدکننده فیلم در دنیاست که در سال تعداد محصولاتش را به 203 فیلم در سال افزایش داده است. به جمع این کشورها هنگکنک، اسپانیا، ایتالیا، انگلستان و البته ایران را میتوان اضافه کرد. ایران با تولید سالانه 60 تا 70 فیلم، مقام دهم الی سیزدهم جهان را داراست. توسعه کمی فیلمها باعث افزایش تأثیر کیفی آنها بر جوامع امروزی شده و آن را در میان سایر رسانهها ممتاز و متمایز نموده است از این رو و با توجه به اهمیت موضوع به مطالعه در مورد آن میپردازیم. در این مقاله با استفاده از نظریه ساختارگرایی نگاهی به سینمای ایران داشتهایم. مقدمه : سالهای دوری است که با اختراع ساعت الکترونیکی و ترسیم نقشههای جغرافیایی، بشر توانست زمان و مکان را درنوردد، و پایههای جهانی شدن را اینگونه بنا کند. تا به امروز که انقلابی شگرف در فنون ارتباطی و اطلاعاتی و شکلگیری یک نظام ارتباطی جدید مبتنی بر زبان همگانی دیجیتالی، بنیاد مادی جامعه را چنان دگرگون ساخته است که هیچگونه انزواگزینی و کنارهگیری را برنمیتابد. حتی دورافتادهترین و سنتیترین جوامع نیز از بستن مرزهای خود به روی جریانها و شبکههای ناتوان هستند. (کستلز،[1] 1996) در دوران معاصر بیش از چند دهه از کاربرد واژة جهانیشدن نمیگذرد و کاربرد عمومی آن و واژههای مترادف و همخانواده دیگر، تا حدود سال 1960 آغاز نشده بود. (2003، گلمحمدی) گرچه در سالهای پس از جنگ جهانی دوم واژة جهانیشدن گاه و بیگاه در محافل و آثار خاص به کار میرفت، اما برای نخستین بار در سال 1961 به بستر فرهنگ راه یافت که بر بازشناسی آشکار اهمیت فزاینده پیوندها و ارتباطات جهانگستر دلالت دارد. (کیلمینستر،[2] 1998) با این وجود جامعه علمی به پذیرش این واژه چندان علاقهای نشان نمیداد. [1] . Castells منتشر شده در نشریه مونس / فروردین 1383 (با اندکی تلخیص و تغییر) - مدت زیادی است که درون تاکسی نشسته اید و راننده بی خیال هنوز به دنبال مسافر می گردد، بدون توجه به اینکه شما هم عجله دارید یا نه ؟ حتما خیلی کلافه می شوید و ... - دقایق بسیاری جلوی پیشخوان مغازه محل ، بانک و یا اداره ای که به آن جهت رفع مشکل خویش رجوع نموده اید ، ایستاده اید و شخصی فقط به دلیل آشنایی کارش بسیار زودتر از شما راه می افتد. احتمالاٌ خیلی ناراحت می شوید و... - به خواستگاری رفته اید و والدین دختر مورد علاقه شما بی توجه به سرمایه های وجودیتان، به دلایلی نامعلوم و واهی – البته به زعم شما- پاسخ منفی داده اند. شما ... - پشت سرتان در محیط کار حرفهای خلاف واقع می شنوید . وقتی گوینده سخن را می بینید به دلایل اخلاقی یا کاری مجبورید سخنی نگویید و ... بسیاری از نکات فوق در محیط اجتماعی اطراف ما اتفاق افتاده و می افتد و یا اینکه ما چنین مسائلی را از دیگران می شنویم. در تحلیل چنین رفتارهای اجتماعی معمولا همه افراد به یک نتیجه واحد می رسند؛ با سواد باشند یا بیسواد ، متخصص یا غیر متخصص ، اهل علم یا غیر آن ، نتیجهای که همه ما می گیریم در یک جمله آشنا خلاصه می شود که به طور معمول استعمال می شود : جریحه دارشدن احساسات .
مروري كوتاه بر مفهوم شناسي جهاني شدن:
با مورد توجه قرار دادن ارتباطات مدرن و نيز ميزان ضريب تاثيرگذاري رسانه ها در دنياي امروز معاني ديگري از جهاني شدن مستفاد مي گردد. در حقيقت جهان مجازي به موازات جهان فيزيكي شكل گرفته كه از آن تعبير به دو جهاني شدن مي شود. (عاملي، 1380) آلبرو مي گويد:«اكنون انسان به عصر جديدي گام مي گذارد كه بايد آن را عصر جهاني ناميد. اين عصر با دگرگوني هاي اساسي در بنيادهاي كنش و سازمان اجنماعي افراد و گروه ها همراه است.» (به نقل از گل محمدي، 1381) عصري كه سرتاسر جهان در دسترس افراد قرار گرفته و وسايل نوين ارتباطي به وجود مي آيند. او معتقد است رشد فزاينده فناوري وسايل ارتباط جمعي، اينترنت و ماهواره، موجب فشردگي زمان – مكان و نزديكي فرهنگي كشورها شده و از اين طريق يك فرهنگ مسلط در سطح جهان تشكيل داده است. (به نقل از ميرمحمدي، 1381)
از نگاه كستلز امروزه انقلابي شگرف در فنون ارتباطي و اطلاعاتي و شكل گيري يك نظام ارتباطي جديد مبتني بر زبان همگاني ديجيتالي، بنياد مادي جامعه را چنان دگرگون ساخته است كه هيچ گونه انزواگزيني و كناره گيري را برنمي تابد. حتي دورافتاده ترين و سنتي ترين جوامع نيز از بستن مرزهاي خود به روي جريان ها و شبكه هاي جهاني ناتوان هستند. (به نقل از گل محمدي، 1381)
از همين روست كه عده اي به شدت نگران ذوب شدن فرهنگ هاي محلي در «فرهنگ ديگري» هستند. به عقيده برخي كارشناسان، فرهنگي جهاني در حال شكل گيري است كه خرده فرهنگ ها و فرهنگ ملل را تحت تاثير و حتي مورد هضم قرار مي دهد. ( فوكوياما 1381)
يكي از شاخصه هاي عمده فرآيند جهاني شدن را شكل گيري فرهنگ جهاني مي داند كه ماهيت آن مبتني بر فرهنگ مسلط آمريكايي، غرب و زبان انگليسي است. (به نقل از ميرمحمدي، 1381)
سخنان پيش گفته حاكي از آن است كه جهاني شدن جزو مقولاتي است كه در سطح جهان به طور همزمان و هماهنگ نسبت به آن حساسيت نشان داده شده است. (نقي زاده،1382) ساده انگاري است اگر احساس كنيم در دنياي امروز فرهنگ ما دستخوش آسيب نخواهد شد و ذهن و فكر جامعه ايراني مورد دستبرد قرار نخواهد گرفت. بايد عناصر تشكيل دهنده فرهنگ و نيز مقوّم فرهنگ به خوبي واكاوي شوند و مورد رصد قرار گيرند كه در دنياي امروز به كدام سو حركت مي كنند؟ آيا مقوّم فرهنگ ملي و هويت ديني هستند يا مسير مسهل ورود عناصر فرهنگ بيگانه را فراهم مي كنند؟
متعاقب تحولات شگرفي كه در عرصه فناوري و تكنولوژي رخ داد، جرياني ايجاد شد كه پيدايش بازار جهاني نخستين پيامد آن بود.(ميرمحمدي،1381) در اين بازار جهاني تنها اجناس نيستند كه خريد و فروش مي شوند، بلكه فرهنگ و هويت ها نيز مورد داد و ستد واقع مي شوند.
در دوره جهاني شدن، محصولات مختلف جهان در يك بازار رقابتي قرار مي گيرند. در پرتو اين تحول، با در كنار هم قرار گرفتن منابع مختلف هويت ساز، «بازار جهاني منابع هويت ساز» پديد مي آيد. (قريشي،1381) هويت نيز از زمره پديده هايي است كه در پرتو جهاني شدن، در يك شبكه ارتباطي قرار مي گيرد. در واقع تحت تاثير گسترش ارتباطات، خود را جهاني مي كند و از پديده هاي دوردست اثر مي پذيرد و هم چنين بر پديده هاي دور دست اثر مي گذارد و بر اثر فعل و انفعالات، تصور ما از خويشتن دچار دگرگوني مي شود و ما به شناخت هاي ديگري از وجود خويش نائل مي آييم، اين شناخت را بهبود مي بخشيم و حتي ممكن است كه در همين مسير، گرفتار از خود بيگانگي شويم.(همان) از خود بيگانگي وضعيتي است كه تصور ما از خويشتن منطبق با واقعيت ما نيست و در واقع ما آن گونه نيستيم كه مي پنداريم. يكي از مصاديق كسب شناخت غير معتبر آن است كه ديگري تعريف نادرستي از وجود ما ارائه مي دهد و ما خواسته يا ناخواسته آن تعريف را پذيرفته و در چارچوب آن زندگي مي كنيم. (همان)
گافمن معتقد است كه تفاوت در رفتار و اعمال زنان و مردان بر اساس تفاوت هاي بيولوژيك بنيادي ميان آن ها به وجود نمي آيد، بلكه «بسياري از اعمال اجتماعي كه مكررا به عنوان پيامد طبيعي تفاوت هاي ميان دو جنس ارائه و تلقي مي شود، عملا ابزاري هستند كه آن تفاوت ها را محترم شمرده و توليد مي كنند.» از نظر او چنين تفاوت هايي را رسانه ها به مردان و زنان القا مي كنند.
بديهي است كه ما با نگاه ديني اين نظر را نمي پذيريم، اما مداقه گافمن نشان دهنده آن است كه رسانه ها تا چه حد و ميزان تاثيرگذارند. به اعتقاد بودريار نيز آن چه ما درباره واقعيت ها مي دانيم، همان است كه در تصورات رسانه اي ساخته مي شود. درحقيقت هويت جمعي يك جامعه در هزارتوي رسانه اي امروزي ساخته مي شود.
در ميان رسانه هاي امروزي سينما كه خود برآمده از فرهنگ جوامع است و هم به فرهنگ جامعه اي كه از آن برمي آيد جهت مي دهد، و نيز به خاطر آن كه شش هنر را در خود جمع كرده تا به هنر هفتم بدل گردد، بسيار نافذ و تاثيرگذار است. دارا بودن سينمايي كه عناصر هويت ساز ملي را در خود دارد باعث تقويت جامعه مي شود. به اعتقاد گيدنز براي ارزيابي جهاني شدن سينما راه هاي متفاوتي وجود دارد. يكي اين است كه ببينيم فيلم ها در كجا توليد مي شوند و منابع تأمين هزينه هاي آن ها از كجاست. بر اساس اين معيارها، بدون شك فرآيند جهاني شدن در صنعت سينما جريان داشته است. راه ديگري براي ارزيابي جهاني شدن سينما، بررسي ميزان صادرات فيلم هاي توليد شده در داخل به ساير كشورهاست. هيچ كشوري در صادرات فيلم هاي سينمايي به گردپاي ايالات متحده نمي رسد.(1386: 688) در حقيقت در دنياي امروز يكي از موثرترين سينماهاي دنيا در اختيار هاليوود است كه فرم و محتواي خويش را صادر مي كند و به خاطر قدمت و دارا بودن استانداردهاي لازم به عنوان مرجع جدي فيلم سازي مطرح است؛ و خيلي غريب نخواهد بود كه عناصري از آن در فيلم هاي ساير كشورها ديده شود. چراكه با گسترش وسايل ارتباط جمعي توليدات آن ها علاوه بر تأثيرگذاري بيشتر، بهتر و موثرتر ديده مي شوند. اين روند تأثير سوء خود را بر سينماي ايراني هم گذاشته است و باعث شده تا به وضعيتي كه فاقد اصالت بدانيمش برسد. اما چه نمونه هايي باعث مي شود كه سينماي ايران را در حال تهي شدن از عناصر ملي بدانيم؟ يا لااقل ميزان تاثيرگذاري سينمايي مثل هاليوود را در آن زياد ببينيم؟
دوفيلم با يك بليت:
جامعه ايراني با توجه به حساسيت هاي ديني نمي تواند هر فيلم و هر مفهومي را به جامعه ارائه كند. اين امر در حقيقت برآمده از هويت جمعي ماست. اما جالب است بدانيم كه برخي فيلم هاي ما كه بودجه آن ها براي تهيه و توليد فيلم هاي ايراني تأمين شده؛ و از بازيگر، كارگردان و ساير عوامل ايراني تشكيل شده اند، در حقيقت ايرانيزه شده برخي فيلم هاي هاليوودي است. فيلم هايي كه هيچ گاه از تلويزيون پخش نشده و نخواهند شد و به عنوان كالاي ممنوعه به حساب مي آيند، به راحتي در جمع خانواده هاي ايراني حضور پيدا مي كنند و بي شك تأثيرگذاري خود را خواهند داشت. اگر عده اي به خاطر تصاوير قبيح فيلم مادر به سراغ آن نمي رفتند، اكنون بدون ديدن آن صحنه ها، با مفاهيمي كه فيلم در لايه هاي زيرين خويش براي مخاطب داشته، مواجهند.
«پيشنهاد بي شرمانه» محصول 1993 هاليوود، داستان زوج جواني است كه با علاقه فراوان به يكديگر ازدواج كرده اند. اما پس از مدتي و به خاطر مشكلات فراوان مالي و بيكاري مجبور مي شوند به قمار رو بياورند. در سالن قمار پيرمرد ميليونر (رابرت ردفورد) از زن جوان خوشش مي آيد و به آن ها پيشنهاد مي دهد كه در قبال يك شب با او بودن مبلغ هنگفت يك ميليون دلار را به آن ها هديه دهد. پيشنهادي كه هم راه خروج از معضل مالي و هم تهديد نابود كردن زوج جوان است.
زن و شوهر جوان هرچند بهت زده اند، ولي سرانجام پيشنهاد را قبول مي كنند و اين امر به صورت كاملا قانوني اتفاق مي افتد. اما اين اتفاق باعث جدايي آن ها مي شود. البته مدتي بعد و با فهميدن آن كه پول همه زندگي نيست، زن از مرد ميليونر جدا شده و به زندگي سابق خود باز مي گردد. اما اين فيلم در همين جا تمام نمي شود و خودش را در فيلمي ايراني بازتوليد مي كند.
در فيلم «چتري براي دو نفر» به كارگرداني احمد اميني و محصول سال 1379 داستان با بازيگران ايراني و تغييراتي جزيي تكرار مي شود. ياسمن پاكروان به دنبال ايجاد مزاحمت هاي مكرر همسر سابق خود، صادق، به احسان دانشور وكيل مجرب مراجعه مي كند. او كه زن پولداري است براي راضي كردن شوهرش به گرفتن طلاق مبلغ 10 ميليون تومان پرداخته است.
ياسمن در پي بالا گرفتن مزاحمت هاي همسرش با كمك گرفتن از احسان در منزل او ساكن مي شود و با ورود به زندگي وكيلش مي شود به تدريج به او علاقه پيدا مي كند. مينو همسر احسان كه با ديدن ياسمن و توانايي مالي او وسوسه شده است، پس از توافق با ياسمن، در قبال پرداخت بدهي خود، احسان را به ياسمن مي فروشد و حاضر مي شود در قبال دريافت پول از ياسمن، او را به احسان برساند. اما احسان كه با ظرافت از ماجرا مطلع مي شود، همراه با دختر كوچكش لاله، منزل را ترك كرده و آن ها را تنها مي گذارد و همسر ياسمن در پي تعقيب او به خانه حمله مي كند، ولي توسط مينو و ياسمن كشته مي شود.
اگر در فيلم «پيشنهاد بيشرمانه» زني خريد و فروش مي شد، در اين جا مرد جايش را گرفته و كارگردان تنها با تغيير شخصيت ها و فضاها، همان داستان را كه برآمده از فرهنگ غربي است، به مخاطب ايراني عرضه مي كند. اما ماجرا به همين جا ختم نمي شود و اين بار داستان در يك فيلم تلويزيوني در سال 1384 باز تكرار مي شود، در فيلمي به نام «پيشنهاد بي شرمانه به نقاش مرده!»
«پيشنهاد بي شرمانه به نقاش مرده» به نويسندگي و كارگرداني سيد محسن اورنگ و بازي حامد بهداد، داستان زندگي يك نقاش جوان است كه در زندگي شخصي و خانوادگي به بن بست مي رسد و دست به خودكشي مي زند. هم زمان با اين مسئله يك روزنامه نگار بعد از ورشكستگي هفته نامه اش، با اين نقاش در بيمارستان آشنا مي شود و با همديگر قرار ايجاد يك فعاليت هنري را مي گذارند. مطابق قرار نقاش دزديده مي شود و با كمك اطلاع رساني دوست روزنامه نگار و همكاري همسر نقاش، او به اطلاع رساني گسترده در اين مورد دست مي زند. كم كم نقاش آماتور مشهور مي شود و آثارش كه در مخفيگاهش (قبرستاني متروك) كشيده مي شود، به فروش مي رسد. شهرت و ثروت باعث مي شود تا روزنامه نگار قدري قواعد بازي را تغيير دهد و اين بار از او درخواست مي كند تا براي هميشه در آن جا سكني گزيند و از همسرش نيز براي ازدواج خواستگاري مي كند. اين ماجرا شك بزرگي براي هنرمند نقاش است و اين دوري از شهر و حضور در قبرستان باعث مي شود تا او با روح نقاشي به سبك هنر سنتي ايراني، ارتباط برقرار كند و در اين كشف شهود، سبك نقاشي او متحول مي شود. شهرت ديگر براي او جايگاه ذهني ندارد و او مرگ را انتخاب مي كند. ماجراي همدستي دوست و همسرش نيز بر ملا مي شود.
قاتل ديجيتالي در ايران:
از اين قبيل تكرارها در سينماي ايران به كرات ديده مي شود. فيلم «قتل آنلاين» ساخته مسعود آب پرور و محصول سال 1384 يك گرته برداري ساده از فيلم «قاتل ديجيتالي» محصول سال 2005 است كه در آن هر دو داستان كاملا شبيه هم روايت مي شود، البته با تفاوت هاي جزيي. مثلا نقش اول مرد عادت به شرب خمر و اعتياد به مرفين درست است، اما بسياري از فرازهاي داستان به همديگر شباهت دارد. در فيلم «قتل آنلاين»، شب عروسي شهاب و ليلا، يكي از دوستان اينترنتي آن ها كشته مي شود. «فرهنگ سالاري»، پدر ليلا، كه از قضا از مأمورين نيروي انتظامي است مشغول پي گيري ماجرا مي شود، اما به فاصله يك شب دخترخاله شهاب كه او هم در «چت روم» آن هاست به قتل مي رسد. قتل ها ادامه پيدا مي كند و فاصله ميان قتل ها آن قدر كوتاه است كه مأموران در رديابي هاي شان دچار مشكل مي شوند. در فيلم قاتل ديجيتالي نيز داستان به همين منوال است، با اين تفاوت كه چارلي مامور پليس به شدت معتاد به مرفين است و با پسرش ماجراها را پي گيري مي كند. هركس كه هر دو فيلم را مشاهده كند، چيزي جز يك فيلم نصيب او نمي شود.
جالب است كه فيلم هايي كه مجوز پخش ندارند پخش مي شوند. درست مثل آن كه مجوز شرعي پخش تصوير آلات موسيقي در صدا و سيما نداريم، اما موسيقي ها را در شبكه خانگي به صورت گسترده توزيع مي كنيم و در حقيقت نقض غرض عدم اشاعه موسيقي در جامعه ايراني را دامن مي زنيم. فيلم اصلي را نشان نمي دهيم كه مبادا انحرافي صورت گيرد، فارغ از آن كه بودجه سينمايي كه بايد مولد فرهنگ و هنر ايراني بوده و در رقابت دنياي رسانه اي كمك كار فرهنگي ما باشد، به توليد همان معنا و مفهوم اختصاص مي دهيم. درست مثل آن كه صحنه هاي رقص را از فيلم حذف مي كنيم، اما همان صحنه ها و بيشتر را به بهانه پشت صحنه فيلم در شبكه توزيع نمايش خانگي، كه فيلم هاي «همخانه» و «زنها فرشته اند» نمونه هاي آن است، به نمايش مي گذاريم.
سينماي ايران داراي اسلوب و پيامي خاص است. سنت عرفاني و انسان شناختي ايراني در قالب صنعت سينما نوعي ژانر فيلمي سينمايي ويژه اي ايجاد كرده است كه با قالب هاي تكنولوژي زده و فيوچريستيك و علم گرايانه سينماي هاليوود تفاوت معناداري دارد. (امير پناهي، 1387) در حقيقت در دنياي رقابت فيلم سازي، سينماي ايران دچار وضعيتي فاقد اصالت شده كه از آن به دورگه شدن ياد مي كنيم. معنا و مفهوم و محتوايي از فرهنگ ديگري در سرزمين و فيلم ايراني به مدد جهاني شدن ظهور و بروز يافته است. در دنيايي كه تعدد هويت هاي پيش روي افراد باعث مي شود تا آنان از هويت قومي و محلي خود بيش از پيش دفاع كنند، سينماي ايراني چه روندي را در پيش گرفته يا خواهد گرفت؟
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه یکم اسفند 1388ساعت
8:55 توسط محمد آقاسی| |
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت
14:28 توسط محمد آقاسی| |
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت
14:25 توسط محمد آقاسی| |
نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت
14:21 توسط محمد آقاسی| |
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت
12:51 توسط محمد آقاسی| |


