دل به عشقت مبتلا شد/ بخش آخر؛ پیاده روی هم دلانه
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی

جهت مطالعه لینک اصلی در شفقنا اینجا کلیک کنید.

دل به عشقت مبتلا شد/بخش آخر

پیاده روی هم دلانه

محمد آقاسی

اشاره: مشاهده پدیده های جمعی برای کسانی که علوم اجتماعی خوانده اند، مثل کارگاه برای مهندسان و آزمایشگاه برای پزشکان، بسیار حائز اهمیت است. چندسالی است که پیاده روی اربعین در بیش از ۸۰ کشور مسلمان جهان و به ویژه با همّت شیعیان عراق، رنگ و رویی دیگر یافته و می توان از آن به عنوان «کنش جمعی شیعی» یاد نمود. آنچه در این سلسله یادداشت ها می آید، پیاده نوشته های یک جامعه شناس از تجربه حضور و همراهی اش در این اجتماع بزرگ است.

پاییز است و بهار سفر رسیده. صدای خش و خش کفش ها جای قدم های محکم را گرفته است و باید راه رفت. امروز که روز سوم پیاده روی است کار دشواتر خواهد بود. معمول سفرها سه روزه است و روز سوم خستگی و درد پا بیشتر است از قبل. البته فرصت تامل هم بیشتر می شود چرا که به مقصد نزدیک تر شده ایم و هیاهوی راه و زیبایی ها و زشتی هایش بیشتر به در آمده ایم. حساب که می کنم به نسبت سالهای گذشته خیلی بهتر آمده ام طوری که نماز صبح را در کنار عمود ۱۳۴۰ می خوانم.

شب جالبی هم پشت سر گذاشتم. نزدیک غروب که موکبی برای استراحت پیدا کردم کنار شخصی جای خالی برای خواب دیدم و همانجا دراز کشیدم و خوابیدم. برای نماز که بیدار شدم تعجب کردم که پیرمرد روحانی در کنار من بوده است. بسیار مهربان و خوش زبان و خوش سخن با من برخورد کرد و به چهره بسیار شبیه بود به سیدناالاستاد که خداوندش غریق رحمت گرداند. حرف چندانی نزدیم اما مهر فراوان رد و بدل کردیم. عراقی ها هم بسیار احترامش می کردند.

دو جوان هم کنار ما بودند که به ترکی صحبت می کردند و من هم ترکی-فارسی با آنها صحبت کردم برای حاج آقا ترجمه کردم. البته تعجب می کردم که حرف های فارسی مرا اصلا متوجه نمی شوند. پرسیدم اهل کجایی و گفت آذربایجان. در ذهنم بلد نبودم بپرسم غربی یا شرقی. بعد گفت به مشهد رفته اند، از آنجا هم به قم و جمکران و بعد نجف و کاظمین و سامرا و اکنون هم راهی کربلا. تعجبم دوچندان شد. غذای زیادی آوردند به احترام سیادت برای حاج آقا که چیزی نخورد. من هم به دو جوان تعارف کردم باز هم کانال ترکی-فارسی را به کار انداختم اما دیدم متوجه نمی شوند.

دوباره از مبدا پرسیدم: «هایانان گلمیشیز؟» که باز هم جواب داد آذربایجان. به تعبیر دوستم مقداری گیج گیجی خوردم و فهمیدم منظورش کشور آذربایجان است و نه شرق و غربی ایرانی. خندیدم و توضیح دادم براش و این که دیدم نمی فهمید فارسی را و او هم خندید. نمی توانست غذا بخورد و در این چند روز هم غذایی نخورده بود. از آنجا که مردم ایران در دین و سیاست و پزشکی خبره هستند و من هم یک ایرانی بودم مقداری دستورات پزشکی دادم و او هم گفت رعایت می کنم. کرمم را هم می خواست که به پایش بزند و گفتم مانعی ندارد. سحر که بلند شدم خواب بود و دوستش هم، حاج آقا هم حسابی خواب بود. از هر سه خداحافظی کرده بودم پیشتر.

پاها خسته است. دیگر راه نمی روند و روی زمین کشیده می شوند. مثل خش خش برگهای پاییزی با این حال میل و شوق رفتن همچنان باقی است. خستگی آنقدر زیاد شده که برخی روی کوله ها نوشته اند حمل بار صلواتی و معلوم است این گونه به کمک دیگران می شتابند.

چرا پیاده باید بیاییم؟ «فلسفه پیاده روی» کتابی پرفروش بوده است که «جان هوآن» آن را از فرانسه ترجمه کرده. «فردزیک گروس» نویسنده کتاب در اولین پاراگراف از کتاب خود که فقط یک جمله است می نویسد: «پیاده روی ورزش نیست

آری پیاده روی فقط ورزش نیست و فقط با کتانی نیست. اینجا کسانی هستند که پای افزارشان در مصاف این سفر و در برابر این جاده بلند پای برهنه است یا دمپایی و نه کتانی که با پیادهروی عجین شده است. پیاده روی فقط یک ورزش نیست. از نظر گروس سه نوع پیاده روی وجود دارد. نوع اول و اصلی پیاده روی «متفکرانه» است این کار را برای درست کارکردن فکرتان می کنید؛ نوع پیاده روی دوم «شکاکانه» است. این نام برگرفته از شکاکان یا کلبیون یونان باستان است، افرادی ناهنجار و بی خانمان که قراردادهای اجتماعی و سنت ها و لباس ها را به تمسخر می گرفتند.

نوع سوم هم ترکیب متفکرانه و بدبینانه است که همان راه رفتن افراد در شهر در دنیای مدرن را رقم می زند، یعنی چیزی که گاه به آن «پرسه زدن» می گویند. و من می توانم دو نوع پیاده روی را به این دسته بندی اضافه کنم؛ اول پیاده روی «بی خودانه» که منجر به رهایی می شود. انسان مدرن و فلسفه مدرن و آنچه در پیرامون ما پمپاژ می شود به دنبال آزادی است. من آزادی را ناپسند نمی دانم و معتقدم موهبت عظیمی است که پروردگار مهربان جهانیان به آدمی بخشیده. اما آزادی را با آزدگی باید تکمیل کرد و از آن انتظار رهایی باید داشت. رهایی از هر قید و بندی که انسانیت را لکه دار کند و رهایی چیزی جز خدایی نیست و این قله رفیع بشریت است یعنی همانجا که حسین بن علی علیه السلام همه جهانیان را صلا می زند و صدا می کند.

هرچند گروس پیاده روی متفکرانه را برای پیاده روی زائران قرون وسطا و یا پیاده روی های ژان ژاک روسو برابر می داند ولی برای پیاده روی اربعین که حرکتی جمعی و در عین تنهایی و برای رهایی است نمی توان چنین تعریفی قائل شد. پیاده روی های متفکرانه برای آزادی از قید و بند ها و جبرهای واقعی است اما پیاده روی اربعین برای رهایی و رسیدن به آزادگی است. از دیگر سو پیاده روی اربعین یک کنش جمعی شیعی است، یک اجتماع انباشته و فشرده و درحرکت که همه را در یک مسیر و یک هدف گردهم می آورد.

در پیاده روی اربعین از مرزهای زیست مدرن عبور می کنیم و به سمت «زندگی» حرکت می نماییم. اگر «زیست» را صرف وجود علائم حیاتی بدانیم چونان حیوانات که به معنای انسانی واجد شرایط فرهنگی نیستند، در برابرش می توانیم مفهوم «زندگی» را برای انسان به عنوان موجود فرهنگی به کار بریم. زیستن صرف، حیات جمادی و نباتی را شامل می شود و مفهوم زندگی ورای آن را در بر می گیرد.

از جمادی مردم و نامی شدم

وز نما مردم به حیوان برزدم

مردم از حیوانی و آدم شدم

پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم

حمله دیگر بمیرم از بشر

تا بر آرم از ملایک پر و سر

وز ملک هم بایدم جستن ز جو

کل شیء هالک الا وجهه

شهرهای مدرن و بزرگ، بیشتر انسان ها را به سمت دارا بودن زیست سوق می دهد تا یک زندگی واجد شرایط فرهنگی. همچنین نوع دیگر پیاده روی «هم دلانه» است که برای عاشقان حاصل می شود. کسانی که دل به هم می بازند ساعتها و در پرتو محبت فی مابین قدم می زنند و به تکمیل و تکامل مشغولند بی آنکه متوجه عبور و مرور سایرین باشند. این نوع پیاده روی هم کم رخ می دهد و هم نادر است.

با صحبتهای زائران ایرانی که بحث از قمه می کنند از فکر و خیال خودم بیرون می آیم. نگاه می کنم که عمودها را پشت سر گذاشته ام و خیلی نزدیک تر شده ام. جوانی که نوجوان است از این که کار امام حسین علیه السلام و از جمله قمه زنی به فقیه ربط ندارد سخن می گوید و متوجه می شوم ظاهرا قمی هستند. چه می شود گفت وقتی «فقه زده» باشیم وجوه دیگر دین را کمتر بازگو کنیم با چنین نظراتی هم مواجه خواهیم بود. سریع تر عبور می کنم که این حرفها را نشنوم.

و اما پرده آخر. پرده آخر در هنر هیجان انگیزترین و مهم ترین کار هنرمند است، چه در نقاشی و چه در موسیقی و چه در تئاتر. پرده آخر نتیجه و ماحصل است، گاهی نتیجه یک کار، گاهی یک دوره و گاهی یک عمر. پرده آخر به معنای اتمام است، گاهی تمّت آغاز و گاهی تمام یک اثر و آغاز تفکر و تفلسف.

در سفر و به ویژه زیارت و در پیاده روی اربعین اما پرده آخر پر از بهت است. از بلندای عُجبِ بودن به هزار تکه آینه نبودن رسیدن. خاصه آنگاه که تابلو نشان می دهد: «طریق الحسین علیه السلام». چه تابلویی است که هم نشان می دهد و هم به یاد می آورد. پرده آخر، پرده پوشی همه پرده دری هاست. پرده آخر ایستادن بر روی پل تنهایی است و نه در لفظ، که به معنا دریافته ای تنهایی.

پرده آخر راه یعنی تنهایی، یعنی بلند در خودت فریاد بزن «کسی نمی ماند، هیچ کس نمی ماند». هیچ کس نمی ماند و هیچ کس و این انعکاس تاریخ است و انعکاس عمر و انعکاس حقیقت که هیچ کس نمی ماند زیر این سقف کبود؛ و این جاست که می ایستی و افرادی از کنارت عبور می کنند و کسانت از روبروی چشمانت می گذرند.

پرده آخر در پیاده روی اربعین در هر فصلی باشی باران است چون این جا پاییز شده و پاییز بهاری است که عاشق شده و عاشق را با باران انسی دیرینه است. پرده آخر پیاده روی اربعین دستان رها کردن و دستار رها شده است، پرده اشک است و آه است و

پرده آخر پیاده روی اربعین جایی که می دانی نیست و نقطه ای که می دانی هست. اگر کسی رسیده باشد هر تنهایی را جز مدار کربلا پوچ و هیچ می شمارد. پرده آخر ماحصل هنر جمعی در ناخودآگاه حاضران غایب و غایبان حاضر است. گاه رهایی و جای بلندپروازی است.

حضرت باران که مستمر و مداوم و مستدام از اول باریده ای و اکنون در آغوش می کشی ام.

حضرت رفیق که نازل شده ای و نزول نمی یابی و ارتفاع می بخشی.

چه سرّی این جا نهادی؟ چه پشت سر نهادی که به اتمامِ اکمال می رسانی؟ چه یقینی داشتی که به حیرت می کشانی؟ چگونه در سیر این مسیر حیات می بخشی و ممات می چشانی؟ چگونه محیای منی و حیّ همه؟ تا کی باید بار حسرت و محنت به دوش کشید و ندانست؟

حضرت رحمت

آمدم
گمانم این بود که باید می آمدم

یقین ام این است که نگه می داری ام

محفوظ می داری ام

مات و مبهوت

نه در هپروت

کنارت

حضرت عشق علیک السلام

پرده آخر یعنی تو

تو
والوتر الموتور

و دیگر نیست خوب می دانم

تمام شد.

 

...................................................................
ارسال نظر:
نام:
 
پست الکترونیکی:
   
آدرس وبسایت یا وبلاگ:

نظرشما:

لطفا عبارت را در کادر مربوطه وارد نمایید

قوانین سایت:
  • نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی شود
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
  • اگرچه تلاش می شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 17 نوشته شود حداکثر تا 10 صبح روز بعد منتشر می شوند
  • پس از تکمیل فرم بر روی دکمه ثبت کلیک نمایید.
نظرات شما:
آخرین مطالب
موضوع: کتاب
1397/8/17 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: مقاله
1397/8/17 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : مطالعات شیعی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : مطالعات شیعی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : مطالعات شیعی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : مطالعات شیعی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/5/17 | دسته بندی : جامعه شناسی رسانه
.......................................
موضوع: نوشته
1397/4/13 | دسته بندی : جامعه شناسی رسانه
.......................................