دل به عشقت مبتلا شد/ ۱۰ دور از پاریس و در عراق
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی

جهت مطالعه لینک اصلی در شفقنا اینجا کلیک کنید.

دل به عشقت مبتلا شد/10

دور از پاریس و درعراق

محمد آقاسی

اشاره: مشاهده پدیده های جمعی برای کسانی که علوم اجتماعی خوانده اند، مثل کارگاه برای مهندسان و آزمایشگاه برای پزشکان، بسیار حائز اهمیت است. چندسالی است که پیاده روی اربعین در بیش از ۸۰ کشور مسلمان جهان و به ویژه با همّت شیعیان عراق، رنگ و رویی دیگر یافته و می توان از آن به عنوان «کنش جمعی شیعی» یاد نمود. آنچه در این سلسله یادداشت ها می آید، پیاده نوشته های یک جامعه شناس از تجربه حضور و همراهی اش در این اجتماع بزرگ است.

برخی موکب ها هستند که فقط مخصوص استراحتند. نه آن هم در شب که در تمام شبانه روز اگر قصد کنی که استراحت کنی گوشه ای برای تو آماده است. به طور طبیعی هم پر است از جمعیت که در تمام شبانه روز راهرو دارد این مسیر و در شب کمتر. مشکل روز خفگی هوای داخل موکب هاست که فقط با پنکه های سقفی خنک می شود و حسابی دم می کند به همراه انواع بوهایی که طبیعی است بیاید. اما شب ها خنک تر است و آرام تر و اگر جای خوبی داشته باشی هم می توانی خوب استراحت کنی.

به سنت مالوف از قبل از اذان مغرب می روم که جایی را برای خواب پیدا کنم و جای خوبی هم هست. خوبی این اوقات این است که خلوت است و دعوا نیست سر جای خواب. خواهی و نخواهی زود به خواب می روم تا اذان و نماز مغرب و عشا و اندک غذایی که می خورم. بناست که مسیر شبانه طی شود. در گیر و دار سنگین شدن چشم ها هستم که یک ایرانی می آید داخل. معلوم است تازه کار است و خیلی هم تازه کار. زبان ترکی این جا به کارم می آِید و چیزهایی که بقیه میگویند و نمی فهمد من می فهمانم. خیلی سخت است هم سنش زیاد است و هم به گمانم به قول قدیمی ها کمی شیرین عقل است.

تا آمد سمت قبله را پرسید و همه یک جهت را گفتند و من هم. باز هم سوی دیگر ایستاد و نماز خواند. یکی از ایرانی ها که خیلی احساس وظیفه می کرد به سمتش رفت و تذکر داد. فروریختنش را می دیدم با چشمان نیمه باز. بلند شدم و رفتم توضیح دادم برایش که قبله به کدام سمت است. گفت همراهانش را گم کرده و تنها مانده و جایی را بلد نیست. گرسنه بود و می گفت در راه خودش را خراب کرده و نتوانسته نماز ظهر و عصر بخواند و الان نماز ظهر و عصر خوانده و حالا که قبله اشتباه است دیگر نمی خواند و خدا قبول می کند.

لبخند می زنم و سکوت می کنم. حتما شیرین عقل است ولی چه کرده ایم ما که به زیارتی کسی می آییم و به او سلام می دهیم که «اشهدانک قد اقمت الصلوه» و این گونه از نماز گریزانیم. به خودم فکر می کنم به بهانه او و یادم می آید که سالها قبل می گفتیم «حسین شهید نماز است» و الان چه می گوییم. همه چیز را مخلوط کرده ایم و اگر نماز را قله رفیعی بدانیم، هیچ چیز را باقی نگذاشته ایم. به یاد جلسه ای می افتم که خانم نماینده با مدعا می گفت من عاشورا را سبز می دانم و آن یکی گفت من عاشورا سرخ می دانم. اگر من هم نا و تمنای سخن داشتم فریاد می زدم که هم سرخ است و هم سبز. مگر می شود این وجود قیام به بلندای تاریخ و به رفعت حجت خدا را نادیده گرفت و سخن به گزاف گفت؟ ظاهرا می شود و ما توانسته ایم.

مرد به دور خودش می پیچد و چشمهای من به پنکه سقفی است و چفیه آبی ام را روی صورت می کشم که بخوابم. خیلی زمان نمی برد گرم شدن چشم ها در این جا. به ویژه که پاها ذوق ذوق می کند از خستگی حتی این بار که پیش از خواب کرم مخصوص «رزماری» هم استفاده کردم. در حال رفتن به عالم بالا هستم چه گفته اند «النوم اخ الموت» که همان دوست راه یافته قبله گم کرده ام بالای سر من می آِید و بیدارم می کند. بی زبان دنبال پریز برق است که موبایلش را شارژ کند. بلند می شوم و کمکش می کنم. انگار میان بقیه و خودش، مرا بیشتر با خود همسان دیده. می بینم جای خواب هم ندارد و جایی که خالی است را به او نشان می دهم. بقیه جاها را گرفته اند. یا با دراز کشیدن و خواب و یا با کوله.

***

نمی دانم ساعت بدنم تنظیم شده و یا ترس خواب ماندن. در کل این سفر خیلی منتظم تر و منضبط تر بودم و عجیب است برای خودم. حوالی ۲ از خواب بیدار می شوم. باید وضو بگیرم و وسایلم را بردارم. از بین جمعیت که همه خوابند می روم و چشمم می افتد به همان دوست دی شبی که خواب است و به خود می پیچد. بیرون قسمت مسقف هم مردم خوابیده اند و تک و توک آئم هایی که پیاده روی را آغاز کرده اند و من هم باید تا دقایقی دیگر بپیوندم به آنها. چه صحنه جالبی است از آنان که بیرون می خوابند با این همه رنگهای پتو زیر نور لامپ ها.

***

صبح آغاز است و من در آغازم و سفر ام روزم زودتر از سپیده سحر شروع شده است. سفری که باید پای رفتن داشته باشی. سفری که مقصد معلوم است اما رسیدن به آن در رفتن است و این تویی که محاسبه کنی که شوق به رفتن داری یا ماندن. سفری که دائم باید خود را در مقصد بدانی وگرنه جامانده ای. بنای بر رسیدن به جایی نیست که رسیده ای.

مقصد من رفتن است با نرسیدن خوشم

هرکه به مقصد خوش است مانده بن بست هاست

خون رگ جاده ام، تا نرسیدن خوشم

نبض مدام قدم، خاصیت هست هاست

یکی از تفاوتهای مسیر با دو سال گذشته اضافه شدن برخی چیزهاست و از جمله میزها و یا غرفه هایی که در طول مسیر فراوان است با عنوان «اسئله الشرعیه» یا همان پاسخگویی به سوالات شرعی خودمان که یکی یا دو تا طلبه نشسته اند معمولا به مطالعه و یا ادعیه مشغول و اگر کسی سوالی داشت می پرسد که کم دیدم اینگونه باشد. در سامرا و کاظمین هم بود این. نمی دانم سرش چیست که در تمام مسیر وجود دارد و شاید مبتلا به بوده برای مردم که این کار را کرده اند. باز به یاد دوست دیشبی ام می افتم و این که نتوانسته حکم شرعی را بپرسد و با خودم می گویم ای کاش جوری بود این تبلیغات که من و او هم می توانستیم استفاده کنیم.

چقدر رنگ و بوی این جا آزاد است و آزادی فقط در شانزلیزه فرانسه نیست. همه هستند با عکس ها و اسم ها و رسم هایشان. بی هیچ سانسوری و بی هیچ ابایی و ترسی. هم عمار حکیم هست و هم مقتدی صدر، هم نوری مالکی و هم العبادی، هم حضرت آقای علی سیستانی و هم صادق حسینی شیرازی. همه هستند حتی مراجع ایرانی از سیاسی تا دینی و چقدر زیباست این نسیم خوش آزادی. حتی منصور هاشمی خراسانی هم با نهضت بازگشت به اسلامش در مسیر تبلیغ کرده و البته کسی هم توجهی نمی کند و نمی دانم از چه چیز آزادی باید ترسید. البته سعه صدر داشتن کار هرکسی نیست و دعای مخصوص پیامبر است که: «رب اشرح لی صدری…»

ادامه دارد

 

...................................................................
ارسال نظر:
نام:
 
پست الکترونیکی:
   
آدرس وبسایت یا وبلاگ:

نظرشما:

لطفا عبارت را در کادر مربوطه وارد نمایید

قوانین سایت:
  • نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی شود
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
  • اگرچه تلاش می شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 17 نوشته شود حداکثر تا 10 صبح روز بعد منتشر می شوند
  • پس از تکمیل فرم بر روی دکمه ثبت کلیک نمایید.
نظرات شما:
آخرین مطالب
موضوع: کتاب
1397/8/17 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: مقاله
1397/8/17 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : مطالعات شیعی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : مطالعات شیعی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : مطالعات شیعی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : مطالعات شیعی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/5/17 | دسته بندی : جامعه شناسی رسانه
.......................................
موضوع: نوشته
1397/4/13 | دسته بندی : جامعه شناسی رسانه
.......................................