دل به عشقت مبتلا شد/ ۹ موکب ها و عشیره ها
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی

جهت مطالعه لینک اصلی در شفقنا اینجا کلیک کنید.

دل به عشقت مبتلا شد/9

موکب ها و عشیره ها

محمد آقاسی

اشاره: مشاهده پدیده های جمعی برای کسانی که علوم اجتماعی خوانده اند، مثل کارگاه برای مهندسان و آزمایشگاه برای پزشکان، بسیار حائز اهمیت است. چندسالی است که پیاده روی اربعین در بیش از ۸۰ کشور مسلمان جهان و به ویژه با همّت شیعیان عراق، رنگ و رویی دیگر یافته و می توان از آن به عنوان «کنش جمعی شیعی» یاد نمود. آنچه در این سلسله یادداشت ها می آید، پیاده نوشته های یک جامعه شناس از تجربه حضور و همراهی اش در این اجتماع بزرگ است.

چقدر دست فروش امسال در مسیر زیاد شده است. نه مثل دست فروشان در تهران و شهرهای بزرگ که دکه هایی کوچک ساخته اند در تمام مسیر که انواع اجناس مورد نیاز زائر را در آن می فروشند از جوراب و لباس زیر تا مچ بند و … . در سفر دو سال پیش تنها چندین و چند دکه وجود داشت آن هم با فواصل زیاد که آب معدنی و آبمیوه صنعتی می فروخت. اما این بار خیلی زیاد شده است ماجرای فروش و به مرور توریستی خواهد شد این مسیر و نه این سفر. چرا که تنها مسیر منتهی به کربلا نیست و این مسیر پر سر و صداتر و تحت تبلیغات است. البته بعید است که زیارت عتبات، از سالهای بعد زیارت ارزانی باشد.

تصاویر شهدایشان را هم بسیار نصب کرده اند، شهدای مبارزه با داعش. چه در موکب ها و مسجدها و چه در معابر. بیشترین جلوه البته در همین مسیر است که تصاویر و اسامی آنها را به عمودها نصب کرده اند. به عمودهایی که جاده ماشین رو را احاطه کرده اند اما از این مسیر کنار گذر هم مشخص هستند و ذیل عکس ها هم اشاره شده است که شهدای «حشد الشعبی» یا همان بسیج مردمی عراق هستند و اگر نیروی های نظامی رسمی آنها هم شهید داده باشند خبری از آنها نیست. در طول مسیر هم به کرات صندوق هایی را دیدم که برای همین حشدالشعبی پول جمع می کند و مدل آن را بعد از سفر در فرودگاه یکی از شهرهای ایران دیدم که کاشف به عمل آمد که صندوق ها ساخت ایران است. در کاظمین هم بیش از سایر مشاهد مشرفه عراق برای جریان بسیج مردمی هم دعا می شد و هم پول جمع آوری می شد. البته در همان زمان کم هم که من توفیق حضور داشتم چندین شهید را آوردند و گرد ضریح چرخاندند.

سه خط گذر آسفالته تا نجف وجود دارد. همین کنار گذر که در دالان موکب ها احاطه شده است و یک کنار گذر دیگر کنار جاده و بعد هم جاده ماشین رو. همه مسیر در دو سوی کنار گذر موکب ندارد و در برخی نقاط موکب های سمت چپ کمتر می شوند و البته در طول مسیر هم موکب های سمت چپ بیشتر محل اسکان و محل خواب هستند. اما این کنار گذر را احاطه کرده اند.

گوشه ای را پیدا می کنم برای نماز در بین کسانی که هنوز خواب هستند و به مسیر ادامه می دهم. تجربه نشان داده که تا پا می رود باید رفت و استراحت های بیهوده را باید کنار گذاشت. هرچند عمود را قدری باید نشست و بعد ادامه داد و رفت. اگر نه این پای است که می ماند درست مثل سفر قبل که چندصد عمود با من راه نیامد.

در مسیر امسال آب شرب معدنی بیشتر از سفر گذشته است و به وفور یافت می شود. جالب مارک عراقی آن است: «هنی». و نوشته است «انتاج شرکه نبع الفراتین» و همچنین «صنع فی البغداد». یعنی خودشان شرکت آب معدنی زده اند به عکس سالهای قبل که ایرانی بود و قبل تر که شرکتهای سعودی آب می فروختند به عراق البته حدود شش سال پیش از این. جالب است که در میانه جنگ با داعش توانسته اند چنین کنند.

موکب های ایرانی را به خیلی چیزها می شود شناخت ولی موکب ۲۰۲ را با بوی بربری داغ پیدا کردم و پنر تبریزی و جماعتی که داشتند لقمه بر می داشتند و می خوردند. عجب نانوایی راه انداختند در عراق و عجب بویی و عجب نانی. حسابی آدم را می برد در دل نانوایی های درجه یک ایران و مرا برد تا دم تنور و پیش نانوا دوست قدیمی که مسوولیت این عمود مختص ایرانی ها را بر عهده دارد. حامد سالی ۲۰ روز می آید برای خدمت به زوار و سهم من در این سفرها دقایقی گفت و گو با اوست و یک سلفی که برای برادرش می گیرم و می فرستم که یعنی من هم هستم.

موکب حمام دارد و جای خواب و این صبحانه مفصل را. می پرسم از جمعیت و معتقد است که از پارسال بیشتر شده و کارها هم سخت تر شده. اصرار می کند که بمان یا برگرد وقتی به کربلا رفتی. دوست دارم و نمی توانم. از رفقایی که دیده و رفقایی که در راهند و از جامانده ها صحبت می کنیم. باید بروم. هم او کار دارد و هم من راه. چقدر خوب است داشتن رفیقی چنین و چنان.

حالا که روز شده موکب ها نمایان تر می شوند. یک سری در موکب ها خدمت می رسانند و غذا و خوراکی و نوشیدنی آماده می کنند. موکب های عراقی همان هیاتهای قدیمی و سنتی خودمان است. بی کم و کاست و فقط مدل عراقی است. مثلا استکان و نعلبکی چای و قاشق هم زدن را در یک لگن آب فرو می کنند و می شویند و گاه بعد از آنکه چندین نفر از یک استکان استفاده می کنند این کار را انجام می دهند. یا آب شرب را در یک وان ریخته اند و چند لیوان گذاشته اند برای نوشیدن. ولی مهم تر آن است که هر چه دارند در طبق اخلاص گذاشته و آورده اند و برای ثبت است که می نویسم اگر نه آنها کمی و کاستی ندارند.

اداره این همه موکب از عهده یک حکومت و دولت خارج است و این نیروی عظیم مردمی است که چنین آهنگ زیبایی از طروات خدمت را به نمایش می گذارد. البته موکب ها عشیره ای است بیشتر و یا همان قبیلگی. یعنی یک خاندان یا قبیله آن را اداره می کنند. بسته به سنت عشیره و ثروت اش نیز خدمات فرق می کند. در نزدیکی های کربلا به نظرم عشیره های فقیرتری هستند و هم در بخشی موکب ها کم تر می شود و هم پذیرایی هایشان متفاوت تر. البته امسال کانتینرهای بزرگی که سرویس بهداشتی و حمام بودند جاهای خالی را پر کردند. دیدم که چندین موکب هم تعطیل بود و از ذهنم رفت که از همسایه ایشان بپرسم که چرا؟

در مسیر صحنه جالبی توجهم را جلب کرد و آن هم موبایلهایی که روی دست بلند شده بود در گوشه ای به من چشمک زدند. کنار یک در ورودی چند نفر پرده ای را گرفته بودند و بیرون هم آدمها موبایل به دست ایستاده بودند. بالای دیوارها هم تعدادی هم نگاه می کردند و هم با موبایل فیلم می گرفتند. جماعت زیادی هم در گذرگاه به تماشایشان ایستاده بودند. صحنه عجیبی بود و انگار که بخواهند نمایشی را اجرا کنند. هم چشم تیز می کنم که ببینم ماجرا از چه قرار است و هم نزدیک تر می روم که با دقت بیشتری ببینم.

دیدم قریب به چهل نفر سینی به دست گرفتند گویی که برای عروس، جهیزیه می برند و این جا عراق است و ایران نیست. اما به همان سنت با این تفاوت که بر روی سینی ها بهترین غذاها را گذاشته اند و به قول عربها مملو از اطعمه و اشربه بود. همین طور به ردیف چندین میز چیده بودند مثل سالن های عروسی و بر روی میزها هم سفره یکبار مصرف و از مردم می خواستند که هر پنج یا شش نفر بایستند کنار میز تا سینی ها بیاید. اما قریب به یک ربعی ایستادم و خبری نشد که نشد. به جایش بلندگویی دایم از عشیره ای که این کار را انجام می داد می گفت و از مردم می خواست که برای خوردن طعام کنار میزها بیایند. لشگر سینی به سرها آمد و آمد، اما ایستادند کنار میزها و منتظر رای فرمانده بودند مثل گروهانی که برای سان دیدن فرمانده آماده باشد و بلندگو فرمان غذا دادن را صادر نکرد.

برنج و گوشت را ریخته اند کف سینی بزرگ که قدیمی ها مجمع به آن می گفتند و رویش را نان لواش تنوری گذاشتند که سرد نشود. دورتا دورش هم سبزی و ماست و قوطی های نوشابه است؛ بسیار جذاب و با شکوه. اما حوصله ام سر می رود از این نمایش و می روم. به جایش جلوتر آب گوشتی به سنت نجفی می خوردم برای ناهار. آن هم نشسته بر روی زمین و بدون آن که اذیت شوم و همانجا هم نماز ظهر را می خوانم.

موکب های عراقی هیچ نداشته باشد یک حسن بزگ دارد و آن هم اسم هایشان است. حتی اگر خیلی کوچک باشد و در گوشه ای به دور از چشم ها قرار گرفته باشد اما اسم های بزرگی دارد. اسم هایی که برآمده از عمق مذهبی و ادب عزاداری عراقی هاست برای سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام. سالهاست که به این اسم های برخی هیات های مذهبی فکر می کنم: «مجانین الحسین علیه السلام»، «موج الحسین علیه السلام»، «عشاق الحسین علیه السلام» و

این ها را مقایسه می کنم با اسامی موکب هایی که تقریبا همه شهدای کربلا را معرفی می کنند بدون منبری و روضه ای. برخی از آنها را فقط در کتابهای تاریخ ما می شناسیم و می خوانیم و نه حتی در روضه ها و منبرها و عرب عراقی آن را برای موکب خود برگزیده است. یعنی این نام و مرام در بطن زندگی او حضور دارد بی هیچ درخواست و بخش نامه ای. چقدر عمق پیدا کرده ماجرای کربلا در این جا و تاریخ برای آن ها روشن است و مسجل و برای ما آلوده شده به حرف های شبه روشن فکری به بهانه نقد و نقادی. حرف هایی که هر آنچه مثبت در این دستگاه عظیم مردمی وجود دارد را با خود همراه ندارد و ای کاش مردم در این جا هم دیده می شد. و به راستی مدنیت مگر چیزی جز این مشارکت و اعتماد و همراهی و دوری از بی تفاوتی است؟

ادامه دارد

 

...................................................................
ارسال نظر:
نام:
 
پست الکترونیکی:
   
آدرس وبسایت یا وبلاگ:

نظرشما:

لطفا عبارت را در کادر مربوطه وارد نمایید

قوانین سایت:
  • نظراتی را که حاوی توهین یا افترا است، منتشر نمی شود
  • لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
  • اگرچه تلاش می شود نظرات ظرف 2ساعت تعیین تکلیف شوند اما نظراتی که پس از ساعت 17 نوشته شود حداکثر تا 10 صبح روز بعد منتشر می شوند
  • پس از تکمیل فرم بر روی دکمه ثبت کلیک نمایید.
نظرات شما:
آخرین مطالب
موضوع: کتاب
1397/8/17 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: مقاله
1397/8/17 | دسته بندی : جامعه شناسی سیاسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : مطالعات شیعی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : مطالعات شیعی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : مطالعات شیعی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : مطالعات شیعی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/8/15 | دسته بندی : جامعه شناسی
.......................................
موضوع: نوشته
1397/5/17 | دسته بندی : جامعه شناسی رسانه
.......................................
موضوع: نوشته
1397/4/13 | دسته بندی : جامعه شناسی رسانه
.......................................