گاهی
داغ می شود دلم
مثل پاره آتش
چشم می سوزد
انگار دود آتشش به مردمکان می رسد
دودی که از شدت سیاهی
سپید شده
و سرایت کرده
به محدوده سفید چشمم
گاهی وقت ها
وقت ندارم
و این وقت ها
تو را
***
گاهی وقت ها
وقت ها
بی وقت می شود
توی قاب پنجره ماشین که ایستاد ، محو خال روی صورتش شد. خالی که همسایه لب بود و چقدر خوب، جا خوش کرده . آنقدر خوب که نویسنده این داستان هم می خواست ، فقط راجع به خال و جاش روی صورت بنویسد. انگاري نقاشي شده ، ولی هیچ آرایشی نداشت. چهره مليح دختر باعث مي شد با دقت بيشتر نگاه بکند. جایی نبود که ندیده باشد ، از ابرو گرفته تا چانه همه تو چشمهاش برانداز شد. تمنای نگاه دختر و کنجکاوی پسر پیش از هر عکس العملی دست به دست هم دادند و آرام شیشه پنجره ماشین پایین آمد. به این فکر می کرد که چند سال می تونه داشته باشه ؟ و چه کار با او ؟
این بار لبهای دختر جوان بود که از یکدیگر فاصله گرفتند و مجال بیشتری برای حرکت خال روی صورت به وجود آوردند ؛ و صدای ظریفی که گفت :
- «فال مي خري ؟»
تازه فهميد پشت چراغ قرمز ، لحظاتی از زمان متوقف شده.
متنی که در زیر می خوانید قسمتی از پرونده معرفی و بررسی کتاب نفحات نفت رضا امیرخانی است که در شماره 50 هفته نامه پنجره کار کردم. از همه همراهان و همکارانی که در تهیه این پرونده مرا یاری کردند هم صمیمانه سپاسگزارم.
از ابراهیم حاتمی کیا تا رضای امیرخانی
وقتي همه خوابيم ...
علم مدرن و پسامدرن يا اثبات پذير بودن و ابطال پذير بودن گزاره ها در علم ، چنان به دنياي امروز غلبه يافته كه ديگر در آن سخن گفتن از علم پيشا مدرن و تمسك جستن به برهان ،كار بيهوده و مهملي شناخته مي شود. به بيان تركي حمد (1383) سخن از فرهنگ جهانی است که پایه های آن تنها بر یک منبع شناخت یعنی منبع تجربی استوار است ؛ منبعی که شالوده دانش مدرن را تشکیل می دهد . پیروزی این منبع شناخت و یکه تازی آن در سیطره فرهنگی در پی انقلاب سوم (انقلاب تکنولوژیک) به معنای از میدان به در رفتن هر منبع شناخت دیگری است که تاب رقابت را نیاورده است. روالی که از فرانسیس بیکن آغاز شده و تاکنون ادامه دارد. نظام مبتنی بر حس و نفی هر گونه منبع شناخت دیگری و از اين روست كه نظام كمّي بر قواعد و رفتار علمي حاكم شده ، تعداد مقالات به ارتقاء در سازمان علم كمك مي نمايد ، تعدد رفرنس دهي در مقالات در حُكم علمي بودن است ، میزان دیده شدن در مجامع علمی دلیل علمی تر بودن و ... .
اين امر را در بسياري از نوشته هاي علمي و غير علمي جامعه ايراني هم مي توان جُست و اين يعني وقتي است كه همه خوابيم و نمي دانيم به كدامين سمت و سو حركتمان مي دهند. تنفس در فضاي علم مدرن باعث مي شود تا ريشه هاي فرهنگي علم قطع گردد و تنها روشي عقلي محسوب گردد كه با حس و تجربه همزاد باشد. این هم زاویه ای جدید است به کتاب نفحات نفت امیرخانی . هم مدح می توان کرد با این نظرگاه او را و هم نقد. (بقیه در ادامه مطلب)
http://www.panjerehweekly.ir/main/index.php?Page=definitioncontent&UID=618515
گاهی وقت ها
پاهایم
پشت چراغ
سبز می شوند
درست مثل تو
که پس از رفتنم
سرخ شدی



